(هنرنمایی با کتاب 1)چرا باید کتاب را بخونیم وقتی میشه این همه کارجالب با کتاب کرد!!!!

 

در مطلب قبلی نظر بدهید(خلق آثار هنری روی صابون) نظرخواهی این غیر فعاله فقط برای اینکه دقت شما را بالا ببرم.

خلق آثار هنری بر روی صابون

 

هنوز هم دود از کنده بلند می شود!(تصاویری جالب و دیدنی از مسن ترین افراد)

بیشتر انسانها گمان می کنند پیری سن بازنشستگی و دست کشیدن از تلاش و انتظار مرگ است اما کسانی که ما در این گزارش به شما معرفی می کنیم جور دیگری می اندیشند.
ما شما را با چند تن از متفاوت ترین افراد مسن جهان آشنا می کنیم

مسن ترین فردی که در دنیا در قید حیات است
آنتیسا خویچاوا، از اهالی سابق اتحادیه جماهیر شوروی ساکن جورجیا، متولد سال 1880 است. بدین ترتیب وی با 130 سال سن سالخورده ترین فرد در زمان حاضر محسوب می شود.

مسن ترین بازیکن پینگ پنگ دنیا
در طی مسابقات بین المللی پینگ پنگ 2010 در چین در بین 2000 بازیکن شرکت کننده، درتی دی لو از استرالیا با 100 سال سن، مسن ترین فرد شرکت کننده محسوب می شد. انگیزه و شوق او در این بازی ها ستودنی است

مسن ترین پزشک دنیا
دکتر والتر واتسون، مشهور به " پاپا داک" به معنی بابا دکتر، تا به حال شاهد به دنیا آمدن 18000 کودک با کمک دستان خود بوده است. او در سن 100 سالگی ، بیش از 60 سال سابقه کاری پزشکی خود را پشت سر می گذارد

مسن ترین چترباز دنیا
گئورک مویس، زمانی که در سال 2009 به همراه نوه اش از بالای آسمان خراشی به پرواز در آمد به همگان ثابت کرد که او شجاعتش را با وجود گذر سن از دست نداده است. او هم اکنون 97 سال دارد

مسن ترین کلاس اولی دنیا
ما زئوکسین، 102 ساله، از اهالی چین با حضور در سر کلاس سال اول مدرسه به همگان ثابت کرده است که هیچ گاه برای تحصیل دیر نیست. او از 13 سالگی در کارخانه ریسندگی کار کرده است و هرگز فرصت نکرده بوده به عنوان یک کودک بر سر کلاس درس حاضر شود. او می گوید نشستن بر سر کلاس درس، آرزویی بوده که امروز به حقیقت پیوسته است

مسن ترین زنی که هرگز ازدواج نکرده است
کلارا مدمور، 105 ساله، ساکن آمریکا، دختری که تا به حال هرگز ازدواج نکرده است. او علت این موضوع را مشغله بیش از حد خود در زندگی عنوان کرده است. او غرق شدن کشتی تایتانیک و جنگ جهانی اول را به خوبی به خاطر دارد

مرد 86 زنه: به من اجحاف شده است !!!(آقایان نخوانند بدآموزی داره براشون)!!!!!!!!

مرد 86 زنه: به من اجحاف شده است !

 86همسر یک مرد نیجریه ای، با برگزاری تظاهرات و تقدیم کیفرخواست به دادگاه، خواستار محاکمه شوهر خود شدند

به گزارش مشرق، دادگاه اسلامی نیجریه "ابوبکر بیلو مسابا" پیرمرد نیجریه‌ای را که هشتاد زن دارد در آستانه اعدام قرار گرفته است، چرا که در شرع اسلام اجازه داشتن بیش از چهار زن بصورت همزمان به مردان داده نشده است.

بسیاری از زنان این مرد از فرزندان او نیز جوان‌تر هستند.

تمام زنان این مرد نیجریه‌ای از دست او شکایت کرده‌اند و خواستار بازداشت او شده‌اند. این زنان بتازگی تظاهراتی را نیز برگزار کرده اند که در آن با برافراشتن پلاکاردهایی، اعتراض خود را به عملکرد شوهر خود نشان دادند.

بیلو مسابا در گفت وگویی با یک نشریه محلی ابراز عقیده کرده که در خصوص زنانش، به او اجحاف شده و در مظلومیت شدیدی به سر می برد.



نظر مدیر وبلاگ:بنده خدا!!!!!!!!!!! دلم سوخت براش فکر کنم هرچی زن توی اون شهر بوده زن این آقای محترم شده ! بنده خدا تازه اجحاف شده  ۲تا نظر خیلی جالب داشتم از دوتا دوست حیفم اومد فقط توی نظرات باشن برای همین به این پست پیوست میکنم.



پیوست۱-سلام اصلا باورش توی ذهنم نمیگنجه! ا اگر 80سالش باشه به طور میانگین سالی یک زن گرفته 6 تای دیگه رو کی گرفته؟؟ 
وبلاگ خانم معلم

پیوست ۲-خدا بده برکت ..... دیگه نبود ؟؟ وبلاگ تقاص

راز خوشبختی زندگی مشترک(طنز)


روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.

آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.

تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.

سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه : بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا ...
برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.

اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.

سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زمین انداخت
.

همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.

بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم

وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت
.

سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟
"

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولت بود"

تشخيص جنسيت مگسه(طنز)!!!!!!

A woman walked into the kitchen to find her 
husband stalking around with a fly swatter 
 
خانمی به آشپز خانه رفت و دید همسرش بایک مگس کش بدست اینطرف و آنطرف
میچرخد.
?What are you doing
She asked
 
پرسید "چکار میکنی؟
 
'Hunting Flies' 
He responded.
 

همسرش پاسخ داد" مگس شکار میکنم?

?'Oh. ! Killing any
 She asked
 


آه چند تا کشته ای?
'Yep, 3 males, 2 Females,' he replied.

آره، سه مذکر و دو مونث!!
Intrigued,  she asked. 
?How can you tell them apart'

همسرش با تحیر پرسید" چگونه تشخیص جنسیت آنها را دادی؟
 

He responded

شوهرش گفت" سه تاشان روی شیشه خالی آبجو بودند و دو تا روی تلفن ً!!!

'3 were on a beer can,
2 were on the phone'

خدایا چرا من ؟ ...

آرتور اش  قهرمان افسانه ای تنیس

هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به
بیماری ایدز

مبتلا شد
.

طرفداران آرتور از سر تا
سر جهان نامه هایی محبت آمیز
برایش فرستادند
.

یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین

بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟"

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:

در سر
تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.

حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند
.

از
آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند.

پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند
.

پنجاه نفر
اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.

چهار نفر به مسابقات
نیمه نهایی راه می یابند

و دو نفر به مسابقات نهایی.

وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست
هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟"

و امروز وقتی که درد می کشم، باز
هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟

 

 

داستانهای خر كننده كه همیشه برای توجیه اینكه هر بلایی به سرمان میاید مصلحت خداوند است

به صورت طنز

گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم، سرپناه بی کسیم بود، طوفان تو  آن را از من گرفت. کجای دنیای تو را گرفته بود؟؟

خدا گفت: ماری در راه لانه‌ات بود و تو خواب بودی. باد را گفتم لانه‌ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی و زنده ماندی!!! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته دشمنی پنداشتی.

گنجشک از خدا تشکر کرد و رفت اما مار لب به سخن گشود و گفت خدایا چرا باد را گفتی که لانه گنجشک را خراب کند تا گنجشک را برهاند؟‍! اگر آنروز این گنجشک را شکار میکردم دختر زیبایم (مارکوچولو) از گرسنگی نمی مرد!!!  

و خداوند  فرمود مارکوچولوی تو اگر زنده میماند تبدیل به اژدهایی میشد که که اولین شکارش خود تو می بودی و بعد از آن دیگر این روال بین تمامی مارها پدیدار میشد که بعد از سن بلوغ پدر و مادر خود را میخوردند. خلاصه مارکوچولوی تو مارکپولو میشد و سردسته تمام مارهای مادر خوار...

مار هم از خدا تشکر کرد و رفت اما مار کوچولو گفت خدایا تو چرا تقدیر من را چنین کردی؟!! مگر چه میشد که من زنده میماندم ولی مثل بقیه مارها زندگی میکردم و مادر و پدرم را نمیخوردم؟!

خدا گفت تو الان در بهشتی وجایگاه خوبی داری پس شکرگذار باش

مارکوچولو گفت بهشت اصلا هم جای خوبی نیست! هر وقت فرشته ها مرا میبینند جیغ میزنند وای مار و فرار میکنند و هیچ کس مرا دوست ندارد

خدا گفت خوب اشکالی ندارد تو را تبدیل به دختر زیبایی میکنم تا کسی از تو نترسد

مارکوچولو گفت خوب نمیشد همون موقع که زنده بودم سرنوشت مرا جوری تنظیم میکردی که من هم زنده بمانم و هم مادر و پدرم را نخورم و هم خانه آن گنجشك كوچك  را خراب نمی كردی؟؟؟؟

تو ای خدا واقعا نمی توانستی بدین گونه سرنوشت همه موجودات را چنان تنظیم می كردی ؟؟!

خدا گفت تو پدر منو درآوردی یه کلمه دیگه حرف بزنی نزدیا  

و خداوند مارکوچولو را تبدیل به دختر زیبایی كرد و در بهشت به عشق و حال پرداخت و كلی دوست پسر واسه خودش ردیف كرد و هر روز با یه دوست پسر ...


حال دو سوال  :

پس چرا خداوند عشق و حال رو  از اول سرنوشت همه موجودات قرار نداد ؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حتما باید دهن همه ما رو سرویس می كرد بعدش یه چیزی به ما میداد

ويرانه


وبلاگ  چایی داغ  یک مطلب درباره " آیا میدانید" گذاشته بود که مربوط به تاریخ ایران هست به نظرم این شعره جالب بود درجوابش گذاشتم اما نظرخواهیش را غیر فعال کردم.


ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد
                          
                        ويرانه نه آن است كه فرهاد فروريخت

ويرانه دل ماست كه با هر نظر دوست 
                           
                        صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت.