جبر يا اختيار؟

ديد گاه منطقي معتقد است كه :
يا خود انسان بايد انتخاب كننده جهتش در زندگي باشد و يا اينكه در جهتي از پيش تعيين شده گام بردارد.
اما اعتقاد من جبر و اختيار مي تواند به طور هم زمان وجود داشته باشدبه اين معني كه ما به اجبار در مسيري قرار داده شده ايم و به اختيارراه خود را در اين مسير بر مي گزينيم.
شايد غير ممكن به نظر برسد ولي انگيزه و اراده انسان برهر كاري تواناست.

زندگي انسانهاي بزرگ را به خاطر بياوريد آنها بزرگي خود را از طريق تلاشهاي مستمروخستگي ناپذيرشان بدست آورده اند اين بزرگان.
مثل من وشما به اجبار در مسير زندگي قرار گرفته انددر مسيري كه به هرحال چاره اي جز پيمودن آن نيست تنها فرق آنهااين است كه هرگز به انتظار ننشسته اند تا كسي بيايد و از مسير زندگي عبور شان دهد .
در جريان آشنايي با قوانين جهان هستي.
عبور ازمراحل سه گانه زير اتفاق مي افتد.

مرحله اول:
هيچ هدف مشخصي نداريم.
در اين مرحله زندگي را بازي شانس و اقبال تصور مي كنيم
و بدون
هيچ مقصدي در دنيا پرسه مي زنيم.
ما قرباني ذهنيت خود هستيم.

مرحله دوم:
روي اهداف خود كارمي كنيم.
در اين مرحله به اهميت تعيين اهداف پي مي بريم و مي فهميم كه باتخيلات و تلاش منظم مي توانيم به نتايج خارق العاده دست پيدا كنيم.
ضمنا در خلال همين مرحله است كه در مي يابيم رسيدن به هدف.
هميشه باعث خوشبخت تر شدن انسان نمي شود.

مرحله سوم:
روي خود كار كنيم.
در اين مرحله به اين نتيجه مي رسيم كه به كار بردن تمام تلاش در زمان حال و پذيرفتن بي قيد و شرط زندگي.
اهميت بسيار دارد و جهان هستي در قبال اين نگرش.
پاداشهايي فراتر از انتظار به ما ميدهد.
در اين مرحله مي آموزيم كه براي موفقيت.
بايد توازني ميان كارسخت و زمانبندي صحيح ايجاد نماييم.
ياد مي گيريم كه به جز درماندگي و نوميدي.
راههاي ديگري هم وجود دارد.
با رسيدن به توازن و آرامش ذهني بيشتر.
نوعي حس مبارزه طلبي را جايگزين تقلا و كشمكش دايمي و بي ثمر زندگي مي كنيم.

كجا بايد به دنبال معنا و مفهوم زندگي بگرديم؟

زندگي ما با يك عمل بزرگ معني و مفهوم نمي يابد.
معناي زندگي را بايد در انبوهي از اعمال كوچك و خرد جستجو كرد و رابطه ميان آنها را يافت.
آقاي ايكس يك ميليون دلار پس انداز دارد و هنوز هاج و واج به دنبال مفهوم زندگي است.
يا شخصي ديگر نردبان ترقي را تا بالا ترين پله پيموده است او حالا رييس شركت است و هنوز از خود مي پرسدكه معني اين زندگي چيست؟
يا خانمي پس از سالها انتظار.
مادر شده است اما هنوز درهم و افسرده است.
حقيقت اين است كه مفهوم واقعي زندگي نه در دلارها نه در رياست و نه در مادر شدن است معناي زندگي در حال زيستن است.
هيچ چيز بهتر از حضور داشتن در اينجا و اكنون نيست.
اگر در جستجوي معناي زندگي هستيد تمام توجه خود را به لحظه اكنون معطوف كنيد واين همان جايي است كه پاداشهاي خود را دريافت خواهيد كرد.


در زمينه ساماندهي زندگي:
بكوشيد كه خود را تغيير دهيد.
كوشش براي تغيير ديگران تلاشي بي ثمر است.

جهان به تلاش پاداش ميدهد نه به بهانه.

دربحث ثروت.
الزاما صحبت از پول مطرح نيست بلكه صحبت از شيوه
زندگي است.

قسمت هايي از كتاب شاد زيستن
(اندرو متيوس)

عجب داستان غريبي ست زندگي.
اگر از هر چيز فقط بهترينش را بپذيريد غالبا همان را به
دست مي آوريد.

(سامر ست موام)