رقص در ایران

واژه ؛هه لپه رکی ؛از کلمه هه لپر به معنی جنبش و تکان و در اصل به معنی حمله کردن است که نمادی ازحرکات جنگی است که از گذشته های دور به یادگار مانده است و چیزی فراتر از رقص عادی می باشد . رقص های کردی یکی از سنتهای دیرینه و یادگارهای ارزشمند آریایی ها ست که همچنان محفوظ مانده وحتی دررقص های سنتی بعضی از اقوام همجوار همچون آشوری ها تا ثیر کرده است
حرکات "هه لپه رکی" در چهار نوع مراسم عرفانی مذهبی شادی و عروسی و عزا و غم اجرا می شود اما رقص های فولکلور کردی عبارتند از : چه پی یا چوپی- سی پی - روینه - گه را نه وهکه مخصوص شکاک است .دووپی یی- داغه که ویژه کردستان ترکیه است .گه ریان - پشت پا - فه تاح - فه تا پاشایی- خانه میری -سی جار - شه لان -زه نگی - و چه مه ریو اما فلسفه این حرکات شکل بخصوصی که این "هه لپه رکی"دارد.
این رقص به صورت دسته جمعی انجام می شود و در دست نفر اول که به عنوان رهبر و پیشوای گروه و نفر آ خر "چوپی "دستمالی است که به جای شمشیر استفاده میشود .و نظم و انظباط گروه را هم بر عهده دارد .امروزه به علت پیشرفت و پیچیدگی در سبک زندگی از دستمال سفید به جای شمشیر و سپر استفاده می شود. دستمال سفید نشانه صلح و آشتی با اقوام دیگر است
کوبیدن پا بر زمین به این معنی است که این خاک موطن من است .هورای هنگام مراسم در حین حرکات به منظور ترساندن دشمن است . نشستن در هنگام رقص نشانه تسلیم برای جمع منفور است . یکسری مقام ها هم وجود دارند که در این مراسم استفاده میشوند.
هوره که از نظر لغوی از واژه خور به معنای خورشید گرفته شده مورد استفاده گاتوهای زرتشتی و در مراسم راز و نیاز با خداوند بوده است
رقص کردی را یک رقص رزمی میدانند که دارای صلابت و متانتی خاص بوده و یاد آور یکپارچگی این مردمان غیور در تمامی ادوار میباشد
رقصهای محلی با موسیقی کردی پیوندی ابدی داشته و معمولاً زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یکدیگر را گرفته به پایکوبی میپردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گندم و جو(یعنی گندم و جو) مینامند( در منطقه مهاباد به آن رَشبَلک میگویند
در این رقصها معمولاً یک نفر که حرکات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تکان دادن دستمالی که در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل کرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد که سر چوپی کش نامیده میشود با تکان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید
در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در کنار سر چوپی کش به گونهای قرار میگیرند که هر یکی با دست چپ دست راست نفر بعد را میگیرد اصطلاحاً این حالت را گاوانی نامیده میشود.
در رقصهای کردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یکپارچگی یک قوم ریشه دار را به تصویر میکشند برخی رقصهای کردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا میشوند و در برخی از رقصها یکی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی میپردازند و در این حالت معمولاً رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی میکند که اصطلاحاً به این نوع رقص دو دستماله میگویند و بیشتر در کرمانشاه مرسوم است
نمایشها و رقصهای کردی را میتوان به چند قسمت اصلی ذیل تقسیم کرد
۱- گه ریان ۲- پشت پا ۳- هه لگرتن ۴- فه تاح پاشا ۵- لب لان ۶- چه پی ۷- زه زنگی ۸- شه لایی ۹- سی جار ۱۰- خان امیری
گهریان
گهریان در زبان کردی به معنی گشت و گذار و راه رفتن بوده و حرکات مختص این رقص نیز معنای گشت و گذار در ذهن تداعی میکنند، گه ریان دارای دو مقام بوده که یکی متعلق به مناطق روستایی و دیگری مناطق شهری میباشد. این رقص نرم و آهسته و با لطافتی خاص شروع شده و به تدریج تندتر میشود. ملودی مربوط به این رقص با تنوع در ریتم و نوساناتی در اجرا تا پایان ادامه مییابد، در این رقص در واقع تاثیر گشت و گذار در زندگی کردها به نمایش گذاشته میشود و تنوع ریتم در این رقص گویای تجربیاتی است که در گشت و گذار به دست میآیند و میتوان گفت این رقص زیبا تبلیغی است برای خوب نگریستن در اشیاء و طبیعت، تقریباً در کل مناطق کردنشین ملودی این رقص به شکلی یکسان نواخته میشود و در این رقص نخستین حرکت با پای چپ آغاز شد و حرکت پای دیگر همواره با سر ضربهای دهل که معمولاً باریتم دو تایی اجرا میشوند عوض میشود.
پشت پا
پشت پا رقصی است که کمی تندتر از گه ریان اجرا شده و در بیشتر مناطق کردنشین مخصوص مردها میباشد رقص پشت پا همانطور که از نامش پیداست انسان را به هوشیاری و به کارگیری تجارب میخواند تا مبادا شخص در زندگی از کسی پشت پا بخورد.
ههلگرتن
هه لگرتن در لغت به معنای بلند کردن چیزی میباشد. این رقص بسیار پر جنب و جوش و شاد اجرا میشود که با شور و جنب و جوش بسیار به سوی هدف روانه است. ریتم تند ملودی مخصوص این رقص هر گونه کسالت و خمودی را نفی کرده و بر اهمیت نشاط و هدفمندی در زندگی تاکید دارد.
فتاح پاشایی
فتاح از نظر لغوی به معنی جنبش و پایکوبی است.
ملودی این رقص در سر تاسر کردستان به شکلی یکنواخت و با ریتمی تند اجرا میشود و لذا این رقص بسیار پر جنب و جوش میباشد بیشتر مردم کردستان از این رقص استقبال میکنند. این رقص نشانگر انسانی است که به شکرانه کسب موفقیتها و استفاده از نعمتهای خداوندی خوشحالی خود را به نمایش گذاشته است.
لب لان
این رقص با ریتمی نرم و آهسته پس از فتاح پاشا اجرا میشود و میتوان در آن لزوم تنوع در زندگی را مشاهده کرد. پس از اجرای پر جنب و جوش رقصها گه ریان، پشت پا، هه لگرتن و فتاح پاشا به ضرورت، رقصندگان لب لان میرقصند تا کمی استراحت کرده و تجدید قوا کنند رقص لب لان در واقع انسان را از غلبه احساسات زودگذر نهی کرده، وی را پس از طی مرحله ضروری شور و مستی به قلمرو تفکر دور اندیشی و باز نگری رهنمون میسازد در این رقص، شرکت کنندگان آرامش خاصی را احساس میکنند.
اطلاعات بیشتر را در این وبلاگ بخوانید:رقص کردی
رقص آذربایجانی

تاریخ از دو تا سه هزار سال قبل از میلاد، شاهد حضور رقص در سرزمین آذربایجان بوده است. رقص ابتدائی، با ایماء و اشاره (پانتومیمی) که در ارتباط متقابل با محیط کار، جان گرفت و هموار تحت سلطه شرایط معیشتی قرار داشت.
قومی که با شکار حیوانات گذران زندگی می کردند، رقصی از خود به نمایش می نهادند که حرکات نرم و جذاب به کار رفته در آن رنگی از سحر و جادو داشت.
حرکات آروزمندانه کشاورزان برای وفور محصول، که همواره با نوای ساز همراه بوده، حالاتی مشابه برداشت گندم یا چیدن انگور را به نمایش می گذاشت و این دلیلی است روشن برای استمرار چند هزار ساله رقص در آذربایجان. رقصی که پیوندی عمیق با دگرگونی های مادی و معنوی مردم دارد و بازتاب قاطع خصوصیات ملی اوست.
زندگی مردم آذربایجان از دیرباز با رقص عجین بوده است. تاریخ انواع حرکات موزون در آذربایجان از نظر فرم و نحوه اجرا، به صورت انفرادی یا دسته جمعی ، اعم از مردانه یا زنانه و تعداد ایفاکنندگان به قدری متنوع و مبسوط است که در فرهنگهای ترکی، کردی، ارمنی، گرجی و … با نامهای گوناگون تبلور یافته و در بسیاری از موارد حرکات موزون فرهنگهای مختلف در پایه مشترک و در جزئیات باهم تفاوت دارند. با این حال می توان صدها نوع از حرکات موزون را بنا به نام محل یا فرد شهیر، مفهوم زبانی، نحوه اجرا به صورت حرکات موزون غنایی و لیریک پهلوانی و حماسی و … تقسیم بندی کرد.
رقص لیریک: یاللی، شالاخو، اوزون دره، تره کمه، واغزالی، سیندیرما، توراجی، گولوم آی،قیتقیلدا، آلما، لاله، دستمالی، یئری- یئری
رقص پهلوانی و جنگی: قزاقی، قفقازی، لزگی، قایتاغی، کوراوغلونون قایتارماسی، کوراوغلونون باغیرتیسی، میصری، زوتی- زوتی، زنجیر توتماق، تار آباسی
رقص مراسمی: کوسا- کوسا، آذربایجان، میرزهیی، آسماکسمه، آغیرقاراداغی و
اشاره ای هر چند اندک در مورد هر کدام
یاللی: از رقص ریشه دار و باستانی است که در فرهنگهای آذربایجانی، کردی، ارمنی گرجی، و برخی دیگر از فرهنگهای آسیای مرکزی بطور گستردهای رواج دارد . اشعار حکیم نظامی گنجوی در منظومه خسرو و شیرین، در توصیف حرکتهای پای ایفاگر- به مانند گردش زخمه بر چنگ – به یاللی می باشد
یاللی با مشایعت نوازندگان سورنا و دهل در صفی طولانی، دست در دست، با دستمال یا چوبی در دست رهبر صف، بصورت جمعی اجرا میشده است
یاللی در دو نوع بصورت رقص مستقل و حرکات موضوعی بصورت تاترونمایش – هک در حین رقص موتیفهای قهرمانی و روحیات ایلی، جوانی و چابکی خود را مییابد- اجرا می شود
از یاللی در قسمتی از اپرای کوراوغلو ساخته ئوزیر حاجی بیگوف در قسمتی از اپرای نرگس ساخته مسلم ماقامایف در قسمتی از باله گلشن ساخته سلطان حاجی بیگوف در اثری به نام یاللی ساخته جهانگیر جهانگیروف، در قسمتی از باله قوبوستان کولگهلری ساخته قاراقارایف و آهنگسازان روسی و بعضاً اروپایی استفاده شده است
لزگی:رقصهای قفقاز و ماورا آن به شمار می رود که به شکل گسترده ای در آذربایجان متداول است. لزگی، حماسی، باوقار، پرتحرک و ریتمیک است که توسط مردان بصورت جمعی و با هنرنمایی تک تک ایفاگران با حرکات پا، پنجه پا، بصورت سریع با تمثیلی از حالت تاخت و سوار بر اسب و غالباً با خنجری در دست یا دستهای مشت کرده، با حرکاتی بدیع وگاه اکروباتیک، چرخش روی زانوها، پرشها اجرا می شود.
قایتاغی:نوع دیگری از رقص است که در آذربایجان با عناوین اوج دوست، یئددی قارداش ، اوغلانلار رقصی اجرا می گردد.
کور اوغلو:از رقصهای قدیمی است که توسط سورنا و دهل اجرا می شود. کوراوغلو،پرصلابت،حماسی، رزمی و پهلوانی است که در ابتدا با سرعتی آرام شروع شده و تدریجاً تند میشود که به یادبود قهرمان افسانهای دوران فئودالی یعنی کوراوغلو نامیده می شود.
میصری:(شمشیر عربی منسوب به کوراوغلو) غالباً توسط عاشیقها، با ریتمی شبیه به مارش و با انجام حرکات مشکل و سنگین و غالباً با شمشیر توسط ایفاگران اجرا می شود.
اطلاعات بیشتر در:رقص آذربایجانی
ثبت علمی موسيقی و رقص های ايران زمين
منصوره ثابت زاده کار شناسايی و ثبت موسيقی ها و رقص های محلی را بيست و سه سال پيش در زمانی که رقص و موسيقی در ايران زمان جنگ ممنوع بود، تک و تنها و بدون کوچکترين حمايتی آغاز کرد.
او متولد تهران است، اما کودکيش را در مشهد و تربت جام و در کنار مادربزرگ و دايه ای که خوب می رقصيدند و خوب می خوانده اند، گذرانده است.
خانم ثابت زاده در جستجوی نغمه ها و رقص های سنتی و محلی ايران به دفعات به نقاط مختلف ايران سفر کرده، برای پی بردن علمی به اين نغمه ها، آواها و رقص ها، علاوه بر گرفتن دکترای ادبيات؛ رديف سازی، نواختن سنتور و شيوه عبدالله خان دوامی و تئوری موسيقی را نزد استاد مجيد کيانی آموخته، رديف آوازی را نزد علی اکبرخان مجيدی و رضوی سروستانی و کرامتی تحصيل کرده، تئوری موسيقی غربی را از محمد رضا درويشی و سولفژ را از استاد سرکيسيان فراگرفته تا آمادگی تحقيق در باره موسيقی های ايران را داشته باشد.
سپس به تاجيکستان، ازبکستان و آذربايجان سفر کرده، در آذربايجان و تاجيکستان دوره های آوانگاری و مردم نگاری رقص را گذرانده و يکی دو سالی است که به طور جدی فلسفه می خواند.
او می گويد پيش از سفر به تاجيکستان و آذربايجان برای فرا گرفتن آوا نگاری و مردم نگاری رقص، به طور تجربی به ثبت رقص ها رسيده بود. يادداشت های او در اين سفرها، در مجموعه ای به نام پژوهشی در موسيقی تاجيکستان در ۱۳۷۸ برنده جايزه ملی پژوهش از وزارت ارشاد شد.
رقص کرمانجی
منصوره ثابت زاده در مورد چگونگی تحقيقش درباره موسيقی و رقص های محلی ايران می گويد: « در روستاها رقص ها را در عروسی ها می ديدم. عکس های اوليه ام را خودم گرفتم. رقصنده ها را شناسايی و با آنها مصاحبه می کردم. خيلی کار سختی بود چون رقص ممنوع بود و اغلب آنها ديگر نمی رقصيدند. با آزاد شدن موسيقی کار من هم تا حدودی آسان شد.»
او در پاسخ اين پرسش که آيا مجموعه موسيقی های محلی که گردآورده توسط نوازندگان محلی نواخته شده يا بازنوازی شده اند، گفت:" ممکن است در يک منطقه نوازنده ای فقط سه مقام را بلد باشد بزند يا ممکن است نوازنده ای که کرمانجی می زند، چيزی را بنوازد که هيچکس بلد نيست. به همين دليل من بايد همه اينها را ضبط می کردم و از ميان آنها بهترين ها را برمی گزيدم. برای پيدا کردن بهترين ها ده ها بار مثلا به شمال خراسان سفر کردم و آنها را که بهتر از ديگران می نواختند به هزينه خودم به تهران آوردم. برای اينکه ضبط حرفه ای باشد، آنها را به استوديو می بردم و در فضای شادی قرار می دادم تا از نظر حسی آماده باشند، بعد کارشان را ضبط می کرديم . البته در مواردی مانند « تشت زنی» زنان شمالی که آوردن آنها به استوديو مقدور نبود از نوارهايی که در محل ضبط کرده بودم، استفاده کردم."
خانم ثابت زاده می گويد در پاره ای از نقاط با نفوذ موسيقی تهران جلسی که به موسيقی تهرانی معروف است، موسيقی سنتی تحت تاثير قرار گرفته، حتی در بعضی نقاط در کنار سازهای سنتی ارگ نواخته می شود يا در مازندران فقط يک رقص و در گيلان ۳ يا ۴ رقص باقی مانده است.
او می گويد هر خطه ای دست کم ۱۰ تا ۲۰ رقص دارد. به دليل تشابه حرکات، تفکيک رقص ها خيلی آسان نبود. بعضی مناطق مثل اصفهان، شيراز، مشهد و يزد و اصولا شهرهای فارس زبان رقص خاصی ندارند.
خانم ثابت زاده درباره انواع رقص ها و ريشه های احتمالی آنها می گويد: "تحقيق در باره ريشه اين رقص ها جزو برنامه بيست سال آينده من است. اما در مورد بعضی رقص ها مانند رقص داشی که در تهران هم وجود دارد، می توان گفت رقصی است که نشانگر نوعی غرور و مردانگی و مراقبت از ناموس، زن، بچه ، شهر و ولايت است. ممکن است اين رقص با قلندرها و عيارهای قديم مرتبط باشد. بعضی رقص ها ريشه نيايشی دارند. در بلوچستان تعداد رقص ها به طور عجيبی زياد است. در شرق خراسان رقص « ابهريا »، رقص کشاورزی است ، احتمالا اين رقص با جشن های مهرگان و آيين ميترايسم ارتباط دارد. در لرستان رقصی به نام « چمريونه» وجود دارد که رقص عزاست. در اين رقص زنها دست به دست هم می دهند و با حرکت رقص، شيون کنان بالای سر جنازه می روند. حدود ۱۸۰ نوع رقص را در مناطق مختلف ايران شناسايی کرده ام."
با توجه به بی اعتنايی به رقص و با توجه با وجود نسبتا گسترده ماهواره در نقاط مختلف ايران اقدام خود جوش و عاشقانه خانم ثابت زاده در شناسايی و ثبت علمی اين رقص ها قابل تحسين است.
منصوره ثابت زاده از خانم ديگری به نام مهشيد نقاش پور ياد می کند که درباره موسيقی و رقص شوشتر تحقيق کرده و به زودی کتابش توسط حوزه هنری منتشر خواهد شد.
از مجموعه موسيقی های رقص محلی که خانم ثابت زاده جمع آوری کرده تاکنون موسيقی رقص های لرستان، کردستان، تربت جام و شمال خراسان ( کرمانج ها ) توسط موسسه ماهور منتشر شده و تا نوروز نيز موسيقی رقص قشقايی و ترکمنی و کتابی در باره رقص های تربت جام منتشر خواهد شد.
لادن پارسی
منبع : بی بی سی فارسی
رقص فولکلور، تـلـفيق مـوسيقي و ريـتم
| انسان با در اختيارگرفتن آتش و الهام ازحركات شعله هاي سحرآميزآن، نوعي ميل به حركت را نيز ازعمق وجودش احساس ميكرد . هنوز هم در دو تيره بسيار قديمي از نوع بشر ( سرخ پوستان و سياه پوستان ) حركت به دور شعله هاي آتش انجام مي پذيرد. | |
|
از بزرگان چنين آموخته ايم كه همواره به جاي ادعا عمل را سرلوحه و سرمشق تمامي برنامه هاي خويش قرار دهيم ، در طول اعصار ، تاريخ معلم بزرگ بشريت نيز ساخته و پرداخته عمل است . از اين جهت تاريخ همچون آئينه بسيار شفافيست كه صحت و كذب اعمال نياكان و پيشينيان ما را به راحتي به نسل جديد بشريت نمايان مي سازد . با نگاه به چنان آئينه اي است كه در مي يابيم نياكان ما درمقابله با انواع مشكلات در طول هزاران هزار سال چگونه زيستند و جوامع خود را چگونه ساختند .
خداوند به هنگام خلقت بشر ، در وجود وي قدرتي به وديعه نهاد كه از همان دوران نخستين هميشه نگرشي كنجكاوانه و اعمالي متفاوت از ديگر مخلوقات ازخود بروز مي داد . درنتيجه همين اعمال كنجكاوانه بود كه بشر توانست براي هرچه بهتر كردن زندگي خود آتش را كشف كند و برخي ابزار آلات دفاعي و سايل زندگي براي خود بسازد . بشر بدين وسيله مي توانست از خود در برابر حوادث طبيعي و حملات رقيبان و حيوانات وحشي دفاع كند . توانايي عقلي « احسن الخالقين » بشر را ياري داد تا خود را با وضعيتهاي متفاوت جغرافيايي كه در اقصي نقاط كره خاكي حاكم بود سازگار نمايد . همين سازگاريهاست كه نسبت تنوع نژادي و فرهنگي و زباني ما بين اشرف مخلوقات خداوند يعني نوع بشر باشد . مناطقي كه انسان براي زندگي بر مي گزيد بواسطه شرايط جغرافيايي خاص خود طريقه زندگي خاصي را نيز طلب مي كرد . در طول ميليونها سال انسان از لحاظ فرهنگي و حتي فيزيكي كاملاً با شرايط اقليمي و جغرافيايي سرزمين مورد نظر سازگار گرديد . از نظر جسمي و فيزيكي رنگ پوست ـ كوتاه و بلند ي قد ـ بزرگ و كوچك بودن لبها و چشمها و رنگ موي سر و غيره و از نظر فرهنگي طرز پوشش و لباس نحوه معماري و ساختمان سازي ـ زبان و گويش و بسياري مسائل ديگر ازجمله تفاوتهايي هست كه ما بين جوامع مختلف بشري در طول تاريخ دراز مدت وي بوجود آمد . با توجه به اين مسئله است كه فرهنگ يك جامعه با چگونگي تكامل و سازگاري آن جامعه يا شرايط اقليمي و سرزمين رابطه تنگاتنگ دارد . براي درك هرچه بهتر مطلب مي توانيم فرض بگيريم كه در شرايط اقليمي ايده آل و غني اجداد بشر به زندگي راحت و بي درد سر مشغول بودند و عده اي ديگر كه دقيقاً در شرايطي متفاوت و سخت مي زيستند زندگي سختي داشتند و مجبور به كار و تلاش بسيار زيادي بودند . اينها همه تفاوتهاي فرهنگي و زباني را بوجود آورده است . البته اين تفاوتهاي سرزميني فقط در نحوه زندگي خلاصه انسانها نمي شود . بلكه غناي يك سرزمين موجبات تهاجم و دست درازي ديگران به آن را فراهم آورده است و طول تاريخ بشريت سرشار از جنگها و مبارزات فراواني است كه بر سر تصاحب سرزمينهاي ثروتمند و غني ما بين جوامع مختلف بشري بوجود آمده است . بتدريج با اكتشافات بي شمار علمي و فني كه نصيب بشر شده است ، طمع ورزي به سرزمين هاي ديگران نيز هر چه پيچيده تر و كارشناسانه تر شده است . تـا ريخـچه زماني كه نخستين كانونهاي تمدن بشري پا به عرصه وجود نهاد از پيدايش اين حركات نيز تاريخي به قدمت همين تمدنها مي توان ياد كرد . انسان با در اختيارگرفتن آتش و الهام ازحركات شعله هاي سحرآميزكاستي ها و فورانهاي ناگهاني آن نوعي ميل به حركت را نيز ازعمق وجودش احساس ميكرد . هنوز هم در دو تيره بسيار قديمي از نوع بشر ( سرخ پوستان و سياه پوستان ) حركت به دور شعله هاي آتش انجام مي پذيرد . تكامل اين حركات با توجه به شرايط اقليمي هر منطقه تنوع خاصي به اين رشته داده است آذربايجان كه از نظرجغرافيايي در بخشي بسيار سخت و كوهستاني از قرارگرفته مردمي پرورش داده كه از لحاظ روحيات سازگار با شرايط سخت زندگي بوده اند بمانند كوههايشان هميشه مغرور و آماده براي نبردهاي سخت كه در طول تاريخ هيچگاه سر تعظيم برظلمي فرود نياورده و هميشه در صفوف اول نبرد براي حفظ ايران داشته اند . معـني و مفـهوم انسانهاي نخستين هر زمان به نيروهاي ماورايي اعتقاد داشتند و خداياني براي پرستش بر مي گزيد ستارگان ، ماه و خورشيد،آسمان،زمين،دريا،آتش، خدايان دست ساز ( بتها ) ازجمله اينها ، قبل ظهور اديان و اثبات خداوند لايزال مورد پرستش بودند منظور و هدف اصلي از انجام اين حركات نشان دادن نحوه زندگي پيشنيان هر قوم و مردميست كه هزاران سال پيش زندگي مي كردند ، آئين هاي عبادي قبل از شروع شكار و جنگ، امور معشيتي شكار بصورت جمعي، آئين ها مربوط به مسائل عاطفي انسان، آمادگي و مشقهاي نظامي و نبردهاي سخت ( دفاعي و هجومي) و در نهايت شادي از موفقيت هاي بدست آمده كه پيروزي درجنگ ، شكار ، تشكيل خانواده و غيره را شامل مي شد . چنانچه مي بينيد هيچ نوعي ازحركات بي معني انجام نمي گيرد . براي درك بهتر مطالب با ذكر مثال مطالب را پي مي گيريم ، امور معشيتي ازجمله موارد بسيار مهم بوده و هست. انسان كه از نظر توانايي عقلي برتري محسوسي نسبت به ديگر موجودات داشت دريافت كه گردش حيات و گذران زندگي به خودي خود نيست و نيروي بس بزرگ اختيار جهان را در دست دارد با توجه به حس كنجكاوي دروني هر زمان در پي اين قدرت ماورايي بوده و احتياجات خويش را از او طلب مي كرد، حركات عبادي قبل از شروع شكار ازجمله اين موارد است كه باعث اتحاد مي شد و بعد از اتمام عبادت و بقيه مسائل به امر شكار ميپرداختند و غالباً نيز موفق بودند قبل از ظهور اديان انسانها آتش و ستارگان را مقدس مي داشتند و به آنها قدرتي ماورائي قائل بودند پس در خواستهاي خود رااز آتش و يا ستارگان طلب مي كردند. تشكـيل خـا نـواده قبل از آني كه تكلم به وجود بيايد و انسان بتواند علاقه خود را با استفاده ازكلمات بيان كند اين كار بواسطه حركات موزون زيبا انجام مي پذيرفت كه هم اكنون نيز در بين حيوانات اين اعمال براي جفت يابي انجام مي شود كه سبب پيدايش نسلها و قومها گرديده است. ا بعاد و شرا يـط مـورد لـزوم مـحل و تمـرين و تلـفيق بـا ورزش از توضيحات و نيز تجارب عملي نتيجه اين مي شود كه انجام دادن بسياري از اين حركات آمادگي جسماني بسيار بسيار بالايي را طلب مي كند براي رسيدن به اين آمادگي بايد تركيبي از تمرينات ورزشهاي هنري رزمي و ژيمناستيك انجام شود . براي كسب آمادگي تمامي امكانات علمي و عملي را كه ديگر رشته هاي ورزش دارند را نياز دارد . گاهاً مي شود فرمها و تنظيمات را با عده كمي 10 تا 15 نفر انجام داد اما براي نشان دادن تنظيمات جنگ و نبرد نياز به ابزار آلات جنگي قديم ( شمشير و سپر ) و افراد ، آماده و چابك براي انجام عكس العملهاي بسيار سريع و محكم در جهت بهتر ايفا كردن حسي رشادتهاي قهرمانان ملي كه مي توان بسته به موقعيت و امكانات از 20 تا 1000 نفر يعني بصورت استاديومي انجام داد. درجهت آمادگي افراد با عنايت به تحصيلات و تجربيات نگارنده كه درعلوم ورزشي و تربيت بدني انجام گرفته سعي در انجام دادن آخرين اصول هاي ورزشي و انواع بدنسازيهاي اصولي از جمله ايستگاهي و غيره در صدد رساندن افراد اين رشته به حد نهايت آمادگي جسماني را مي باشد. تـلـفيق با مـوسيقي و ريـتم نقطه عطف اين رشته تلفيق با حس و مفهوم موسقي ست و ريتمي كه در هر زمان در بطن حركت در جريان است چنانچه مي دانيد در موسيقي مقامي هر دستگاه معني و مفهوم خاص خود را دارد به عنوان مثال مرثيه سرايي حزن و اندوه در مقام سه گاه، عرفان و عبادت در دشتي و حماسه در چهارگاه شادي و بزم و خوشحالي در ماهور معني مي شود با عنايت به اين موضوعات و رابطه حركات با دل و روح بيننده تلفيقش با ريتم و موسيقي درجهت هرچه بهتر نفوذ كردن در دل و روح بيننده امري اجتناب ناپذير است تا از تركيب تمام اينها معني و مفهومي خاصي مورد نظر بر بيننده القا گردد. درگذشته نيز براي شروع نبرد طبلهاي حماسي كوبيده و شيپورها نداي جنگ سر مي دادند و شادي با عيش و نوش و آواز و دهل انجام مي شد حركات آئيني عبادي به دور آتش نيز تم مخصوص خود را داشت. اشتباهي كه بسياري عموم مي كنند اين است كه هر حركتي با موسيقي انجام مي شود نام رقص را بر آن مي نهند و اين دليل بر نداشتن اطلاعات و شناخت كافي از موسيقي مي باشد. چگونه مي شود دو نفر در صحنه شمشير به دست با ملودي حماسي در دستگاه چهارگاه با ريتم بسيار تند در حال مبارزه نمادين هستند گفت در حال رقص مي باشند؟ سواليست كه نگارنده از هركس پرسيده ام به جوابي صحيح و قانع كننده نرسيده ام. رقص، حـركـات مـوزون و ياچـيزديـگر ؟ رقص كلمه ايست عربي و مصدر با رقص يعني پويه دويدن، جنبيدن و برجستن (فرهنگ دهخدا)شايد در بررسي اوليه درست معني گردداما از نگاهي به اين موضوع كه ريشه اين كلمه عربي بوده و در اعراب جاهل قبل اسلام رقص با چه مفهومي انجام مي پذيرفت، حال نيز در برخي ممالك عربي انجام مي گيرد. اين درحاليست كه همچنين حركاتي براي بانوان ما معاني و مفاهيم بسيار زيبا و خاصي را داشته و دارد به عنوان مثال حركات شاليزار بانوان شمالي مراسم انگور چيني زنان آذربايجاني، گوسفند چراني كه دراكثر مناطق بوسيله دختران انجام مي گردد يا مراسم چايي يا نعلبكي دختران آذربايجاني همچنين آوردن آب بوسيله كوزه از چشمه ها توسط دختران آذربايجاني كه در مجالس بصورت نمادين نشان داده مي شود و چقدر با متانت و سنگيني خواص صورت مي پذيرد كه نشان دهند زندگي زن ايراني و پاياپايي با مرد در جهت زندگي بهتر است. محقق : خليل غلامي حامد / آتيلا |
نگاهی به تاریخچه رقص در ایران
رقص در گیلان...
دیگر رقص زنانه این منطقه، رقص چراغ است که مجری با قرار دادن پایه چراغ گردسوز روشن بر دندانهای خود و ایجاد حالتی خاص، به رقص میپردازد.
بازی ها و رقصها با هر نام و عنوانی که زیر پوشش آن حضور خود را در فرهنگ اقوام ایرانی تداوم بخشیده اند از منظر تاریخ موسیقی و نمایش، دارای اهمیت فراوانی هستند.

رقصهای آیینی
جریان دوم شکلی از رقص است که به طور آشکاری از جوهرهی آیینی برخوردار است؛ رقصی که قرنهاست در سراسر آسیای میانه، بخشی از افغاستان و قسمتهایی از غرب شبه قاره هند رواج داشته و همچنین گروهها و اقوام پرشماری از ساکنان سواحل جنوب و جنوب شرقی ایران مبادرت میورزیده اند. قدیمیترین سند موجود مربوط به این گونه رقصها با ذکر جزییات قابل توجه در تاریخ جهانگشای جوینی و در ذکر خروج تارابی آمده است که به شکلی نسبتا روشن از عمومیت آیینی، توام با حرکات موزون در شرق فلات ایران سخن به میان آورده است. تعدادی از پژوهشگران ریشه این رقصها را که از قدیم الایام به پری داری اشتهار داشته، از اعتقادات و باورهای شمنها دانسته و آن را منتسب به شمنیزم میدانند. اگر چه این برداشت، به نوبه خود از جایگاه محققانه ای برخوردار است اما در تعریفی جامعتر، ریشه این گونه حرکات موزون را که اصالتا در ارتباط با تسخیر ارواح و درمان بیماران روحی بوده، باید در ردهی باورهای جادو دینی قرار داد. دلایل ما بر این مدعا، وجود گسترهی جریاناتی مشابه، در میان اقوام مختلفی از جمله اغوز، مغول، تنگوز، سرخپوستان آمریکای شمالی و برخی اقوام آفریقایی است.
رقصهای آیینی در مناطق
مجموعه تظاهرات و حرکاتی که در گذشته با عنوان رقص، در محافل و مجالس درابریان، اشراف، اعیان شهری و نیمه شهری و فرهنگ وابسته به آن شکل یافته بود به فراخور این فرهنگ هر روز تا روزی دیگر، از خصیصهها و جوهرهی هنری خود دور میگشت، اما در اقصی نقاط کشور اقوام و طوایف مختلف همچنان به اجرای رقصهایی میپرداختند که از یک سو، ریشه در تاریخ زندگی اجتماعی آنها داشته و از دیگر سو سرشار از روح زندگی حرکت، تپش و پویایی بود. این رقصها همانند همه پدیدهها و خلاقیتهای هنر فولکلور برآمده از ریشه ای ترین مفاهیم حیات بوده اند و درنتیجه در انطباق کامل با ساختار معیشتی، فکری، اخلاقی، زیباشناسی و ذوق قومی قرار داشته اند؛ بنابراین مهم ترین خصیصه این گروه از رقصها، خاستگاه اجتماعی انهاست.
پر خوانی
پر خوانی آیینی مربوط به شرق فلات ایران است. آیینی که در حال حاضر دست یابی به نمونهی زندهی آن تقریبا غیر ممکن ردیده است. در وهله اول چیزی که در این آیین جلب نظر میکند عدم وجود هر نوع ساز کوبه ای است. حتی حضور ساز و آواز در ابتدای مراسم، به هیچ وجه ارتباطی با رقص و حرکات موزون آن ندارد. بنابراین عامل دیگری میباید وظیفه ایجاد وزن و هماهنگی در ریتم رقص را به عهده داشته باشد. این وظیفه به گونه ای نامرئی، از طریق اصوات ته حلقی و غیر مفهومی، اجرا شده به عنوان آکسان، هماهنگی و جهش مستمر مجریان و حرکات موزون دستها و پاها را به عهده دارد و با این که شعر و آواز، به طور متناسب از سوی پرخوان و رقصندگان شنیده میشود اما باز همین اصوات نامفهوم، عامل اصلی در انسجام و گردش حرکات موزون هستند. حرکات موزون در دو حالت نشسته و ایستاده اجرا میشوند.
مولودی خوانی
در گروهی از مولودیها که توسط ساکنان بنادر و جزایر جنوب و تنها به مناسبت میلاد پیامبر اسلام به اجرا در میآید، ریتم اشعار و آوازها، به همراه سمه که آشکارا نام آن برگرفته از سماع فرق است در واقع دایره نقشی کلیدی در هماهنگی و توازن رقصندگان دارد. بازتاب درونی و جسمانی در رقصندگان پرخوان و ترکمن و مولودی خوانان جنوب نیز دوگانه است.
رقص در نواحی
عناوین رقص نواحی را از شمال البرز آغاز میکنیم.
گیلان: رقص مردانه گیلان در پی پیروزی کشتی گیران و نواختن رقاصی مقام یا رقصی مقام، توسط سرنا و نقاره از سوی مردان به اجرا در میآید. رقصنده دستها را بر کمر میگذارد و تنها با پیش و پس کردن پاها، به اجرای رقصی میپردازد که "پابازی" نام دارد. رقص رایج زنان این منطقه قاسم آبادی است. رقصنده دو لیوان یا استکان را با هر دست خود برداشته که در اصطلاح به آن دس سنج گفته میشود. در واقع تنظیم ریتم رقصنده، توسط ضربات استکانها یا اشیا فلزی دیگری صورت میگیرد. دیگر رقص زنانه این منطقه، رقص چراغ است که مجری با قرار دادن پایه چراغ گردسوز روشن بر دندانهای خود و ایجاد حالتی خاص، به رقص میپردازد. رقص در گیلان انفرادی است.
مازندران: سما، لاک سری سما یا چکه سما، تقریبا رایج ترین و در حال حاضر یگانه رقص همه مناطق طبری زبان است. این رقص، عموما به صورت فردی و گاه به صورت جمعی به اجرا در میآید. اگر چه سما رقصی زنانه است ولی گاه مردان نیز در اجرای رقص شرکت میکنند. لاک سری سما رقصی تند و پرشتاب است که با لرزش مواج و عمودی اعضای بدن همراه است. این رقص، عاری از فیگورهای متنوع است و در اجرای دسته جمعی آن، افراد رقصنده به طور مستقل و بدون ارتباط با یکدیگر عمل مینمایند. چکه سما اگر چه رقصی متعلق به شمال البرز است، اما در اکثر آبادیهای کوهستانی و کوهپایه ای جنوب البرز نیز مورد استفاده است.
کردستان، کرمانشاه و لرستان: رقص در کردستان، هریره نامیده میشود، نامی که در شمال خراسان با تحریف، به نوع خاصی از رقص گفته میشود. کردستان نیز از مناطق کم نظیر تنوع رقص در ایران محسوب میشود. رقصهای گروهی مردانه، زنانه و انفرادی از گونههای مختلف رقص در این منطقه هستند. در کرمانشاه نیز رقصهای سه چار، گردیان(گریان)، چپی، فتاپاشایی و خان امیری، تنها چند نمونه از مجموعه رقص این منطقه به شمار میآید. در لرستان نیز تنوع رقص قابل توجه است؛ علاوه بر شمشیربازی و ترکه بازی، نوعی چپی، همانند چپی کرمانشاهی نیز متداول است.
سواحل جنوبی: تا چند دهه پیش، در بنادر و سواحل جنوبی کشور، رقصهای متفاوتی رایج بوده است. معمول شدن انواع رقصهای عجیب و غریب و مفصل عربی و آفریقایی مانند رقصهای رزیف، کووایی، شابوری لافت و ذاکری از نمونه این گونه رقصها هستند.
آذربایجان: در آذربایجان گروه رقصندگان با انطباق تحرک و مهارتی مثال زدنی حرکاتی را به نمایش میگذارند که این درجه تعالی و ترتیب را به سختی میتوان در رقصهای دیگر اقوام فلات جستجو کرد. رقصندگان به گروههای متعدد و چند نفره تقسیم شده سپس هر یک به نوبت گوشه یا بخش خاصی از رقص خود را به اجرا در میآورند. ورزیدگی، چستی و چابکی، از ملزومات کار رقصندگان است."یاللی" بازگو کننده موضوعات تاریخی، مورد تجاوز قرار گرفتن، احساس خطر، بازگشت به خود و ایجاد وحدت برای دفاع است. "قایتاغی" در بردارنده مفاهیمیچون رفع اختلافات درونی، گرفتن دستور مقاومت و بیعت از سردسته، بسیج عمومیبرای راندن دشمن، سوار بر اسب به سوی میدان جنگ است."لزگی" با مضامینی چون جنگ، مبارزه با دشمنان در دو جبهه، رشادت و از جان گذشتگی، کسب پیروزی، شور و شوق پیروزی، وحدت و همبستگی ابدی همراه است.
خراسان: رقص چوب یا به گفته بومیان خراسان چوب بازی از رقصهای جمعی و پرتحرک است و حالات و پزهای آن، بر جنبههای رزمیو حماسی آن حکایت دارد. این بازی از آغاز تا پایان با سرنا و دهل همراهی میشود.
عشایر: در میان ایل قشقایی مشهورترین رقص هلی نام دارد که در سه قسمت و با سه ریتم متفاوت به اجرا در میآید. آخرین قسمت این رقص که دارای شتاب و سرعتی فوق العاده است به لکی و کلواری مشهور است. بختیاریها علاوه بر رقص چپی از دو نوع رقص حماسی سود میبرند که یکی از آنها با شمشیر و دیگری با ترکه است.
در رابطه با رقص قشقایی: رقص قشقایی
رقص سیستانی: رقص سه چاپه سنتی سیستانی با دستمالهای رنگی

منبع: وبلاگ هامون وبلاگ هامون