افسون ، کودک طبیعت
در دنیا جای کافی برای همه هست، پس بجای اینکه جای کسی را بگیری،سعی کن جای خودت را پیدا کنی
دوست عزيز ؛ سلام از اينكه به وبلاگم سر زدي ممنون وبلاگمو با دقت بخون اين دعا را نوشتم كه به نوعي بهت خوشامد گفته باشم . مطالب جديد در زير اين پست قرار مي گيرند لطفاً هربار كه بهم سر ميزنين حضور سبزتان را اعلام كنين . حتماً به شما سر ميزنم. جوابتان را هم در وبلاگتان و هم در زير نظرتتان می دهم اگر وبلاگ نداريد حتماً ايميل می زنم نظرات خود در پست های زير بگذاريد *** خداوندا دوستی دارم که در اعماق قلبم جای دارد او شايستهی محبت است و يادش مايهی آرامش جان او معدن خير است و دارنده پاکترين خصوصيات خدايا او را اکرام کن و بر صفات نيکش بيفزای و سلامتش بدار " آمين يا رب العالمين " *** دوست گرامي ؛ اگر تمايل به تبادل لينك داشتي ميتوني مرا به اسم " افسون ، كودك طبيعت " به لينكهايت اضافه كني فقط بهم خبر بده تا لينكت كنم بازهم به ديدارم بيايد منتظرتان هستم آرزومند آرزوهايتان غرور تنبلی






حرص و طمع 
شهوت 
خشم 
شکم پرستی 
حسادت 

»منيجه« داشت واسه» بيجن« ميمرد
بيجن رفت درو پيش كرد
منيجه رفت چفت درو انداخت
بيجن يه چوق ! كرد تو چفت
منيجه» پشت شيشه يي« ها رو كشيد
بيجن رفت بالاي اطاق
منيجه رفت پايين اطاق
بيجن گره » كره وات« شو شل كرد
منيجه زيپ پيرهن شو وا كرد
بيجن كت وشلوارچيني شو در آورد زد گل ميخ
منيجه پيرهن تايلند يشو درآورد انداخت رو دسته تخت
بيجن پيرهن آهاري شو ازسرش در آورد انداخت رو صندلي
منيجه زيرپوش صورتي شو از پاش در آورد انداخت رو ميز
بيجن طرف چپ تخت نشست ، تخت گفت : تق
منيجه طرف راست تخت نشست ، تخت گفت : توق
بيجن كفش نيم مني شو در آورد انداخت تو درگاهي
منيجه كفش پاشنه بلند شو در آورد انداخت زير تخت
بيجن جوراب كثيفش رو در آورد انداخت سينه ديفال
منيجه جوراب در رفته شو در آورد انداخت رو پا تختي
بيجن طرف چپ تخت نشست با هيكل پشمالو
منيجه طرف راست تخت نشست با شكم نفخي
بيجن ازطرف چپ وارد تختخواب شد
منيجه ازطرف راست وارد تختخواب شد
بيجن دست نخراشيده شودراز كردچراغ اطاق رو خاموش كرد
منيجه دست بلورشو درازكرد چراغ قرمز رو روشن كرد
بيجن يطرف راست چرخيد
منيجه بطرف چپ چرخيد
ولي .....
بيجن تومسافرخونه» پتل پورت« بود
منيجه تو بالاخونه » ابرقو«
پيوسته دلتان شاد و لبتان خندان باد
| Design By : Night Skin |




















